ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
118
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
نمىگيرد ، و معاويه نيز همچون على نيست . به دنيا نيز براى شيرينى آن نپيوستى ، به آنچه از آن خداست نزديك شو و خود را از معاويه دور نگه دار . به شهر خود برگرد ، كه امير المؤمنين خطاى تو را بخشيده است . امروز اگر برگردى بهتر است تا فردا ، اگر تو از ابو الحسن حيا دارى ، خطاى تو به آن بزرگى نيست كه وى از تو نگذرد . خداوند كارى را كه در آن نه دنيا باشد و نه آخرت ، زشت داشته است . فرستادهاى كه نامه را براى مصقله آورده بود ، فردى بليغ و فصيح بود . از اين روى به مصقله گفت : مصقله ، نگاه كن در آنچه از آن خارج شدهاى و به سوى آنچه رفتهاى ، نگاه كن چه چيز را گرفته و چه چيزى را رها كردهاى . آن گاه با عقل خود و نه با هواى نفس ، دربارهء آن داورى كن . گويند ، مصقله با نامهء على به نزد معاويه در شام رفت و نامه را فقط براى معاويه خواند . معاويه گفت : مصقله ، تو شخص مظنونى نزد من نيستى ، وقتى به تو چيزى مىرسد آن را از من پوشيدهدار . مصقله به خانهء خود بازگشت . به آورندهء نامه گفت : برادر بكرى ، من خود از على گريختم . به خدا سوگند در غيبت او زبان به سخن نمىگشايم و هيچ گاه سخنى به زشتى دربارهء او نخواهم گفت : با اين نامه به سوى قوم من برو . پاسخ مصقله به قوم خود گويند مصقله به قومش نوشت : نامهء شما را دريافت كردم ، كسى را كه چيز اندك به او فايدهاى نرساند ، چيز زياد نيز براى او فايدهاى نخواهد داشت . شما خوب مىدانيد چرا ميان من و على جدايى افتاده است و به معاويه پيوستهام . مىدانم اگر به سوى على و شما برگردم گناه من بخشيده خواهد شد . من مىمانم و دو سرزنش ، يكى به خاطر خيانت و ديگرى به خاطر حيله و مكر . من به شام مىروم اگر معاويه پيروز شد ، خانهام عراق است ، و اگر على پيروز شد خانهام سرزمين روم است . جدا شدن من از على در حالى كه بهانهاى دارم بهتر است از ترك كردن معاويه در حالى كه عذر و بهانهاى ندارم . مصقله به فرستادهء قوم خود گفت : سخن مرا در مورد على به مردم برسان ، من در مورد على جز به نيكى سخن نمىگويم و تا زنده هستم بر اين سخن خود استوار خواهم بود .